السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

219

تفسير الميزان ( فارسي )

آمده كه در علم بود ، ولى در ذكر نبود « 1 » . مؤلف : معناى حديث اول اين است كه نه در علم مردم بود ، و نه در بين آنان مذكور مىشد ، و معناى حديث دوم اين است كه در علم خدا بود ، ولى نزد مردم مذكور نبود . و نيز در تفسير قمى در روايت ابى الجارود از امام باقر ( ع ) آمده كه در معناى جمله * ( « أَمْشاجٍ نَبْتَلِيه » ) * فرمود : نطفه مرد و نطفه زن هر دو با هم مخلوط مىشوند « 2 » . و در كافى به سند خود از حمران بن اعين روايت كرده كه گفت : از امام صادق ( ع ) از اين كلام خداى عز و جل پرسيدم كه مىفرمايد : * ( « إِنَّا هَدَيْناه السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَإِمَّا كَفُوراً » ) * فرمود يعنى ما راه را به او نشان داديم يا اين است كه هدايت ما را مىگيرد كه در اين صورت شاكر است ، و يا تارك آن است ، كه آن را كفران نموده « 3 » . مؤلف : مثل اين روايت را قمى در تفسيرش به اسناد خود از ابى عمير از حضرت باقر ( ع ) روايت كرده « 4 » . و در توحيد به اسناد خود تا حمزة بن طيار از حضرت صادق ( ع ) قريب به اين روايت را ذكر كرده كه عبارتش چنين است : « ما ( راه را ) به او شناسانديم مىخواهد بگيرد و مىخواهد ترك كند » « 5 » . و در الدر المنثور است كه احمد و ابن منذر ، از جابر بن عبد اللَّه روايت كرده‌اند كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : هر مولودى بر فطرت متولد مىشود ، و اين فطرتش هم چنان محفوظ هست ، تا زمانى كه زبانش بخواهد از آن تعبير كند ، كه در هنگام تعبير كردن يا شاكر است ، ( و بر طبق فطرت حكم مىكند ) و يا كفور است ( و فطرت خود را انكار مىنمايد ) ، و خداى تعالى داناتر است « 6 » . و در امالى صدوق به سند خود از امام صادق از پدر بزرگوارش ( ع ) روايت كرده كه در حديثى در تفسير آيه * ( « عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّه يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً » ) * فرمود : اين چشمه در خانه رسول خدا ( ص ) است ، كه از آنجا به سوى خانه هاى انبيا و مؤمنين جارى مىشود ، * ( « يُوفُونَ بِالنَّذْرِ » ) * يعنى على و فاطمه و حسن و حسين و كنيزشان ، به نذر خود وفا كردند ، * ( « وَيَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّه مُسْتَطِيراً » ) * امام باقر مىفرمود : يعنى

--> ( 1 و 2 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 398 . ( 3 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 384 ، ش 4 ، باب الكفر . ( 4 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 398 . ( 5 ) توحيد ، ص 411 . ( 6 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 298 .